در حال انتقال به حالت خواندن
علی غیاثی
علی غیاثی
مشاهده مطالب
307
مشکلات فریلنسری و دغدغه‌های تولید کننده محتوای دورکار
حالت خواندن
مدت زمان مطالعه 7 دقیقه 4 ماه قبل

همانطور که نوسینده محتوا بودن نقاط قوت و خوبی‌های بسیاری دارد، چالش‌ها و سختی‌های بسیاری هم دارد، مخصوصا اکر یک نویسنده فریلنسر باشی. سختی‌های فریلنسری و مشکلات تولید کننده محتوا بسیارند و بیشتر مواقع طاقت‌فرسا، این مشکلات امکان دارد در تولید محتوای دورکاری چنان برای بعضی از افراد سخت باشند که باعث شود آنها این حرفه را ترک و ترد می‌کنند، خیلی‌ها می‌گویند که مشکلات تولید کننده محتوا و تولید محتوای دورکاری به دردسرش نمی‌ارزه یا اینکه برده می‌برند و پول نمی‌دهند و هزار یک چیز دیگر، اما خوب سختی‎‌های فریلنسری چی چیزهایی هستند؟ چگونه می‌شود آنها را حل کرد؟ آیا اصلا حل شدنی هستند؟ از قدیم گفتند کار نشد نداره، پس بیایید این مشکلات را باهم بررسی کنیم و گره از مشکلاتتان را بشکافیم.

مباحث این مقاله:

  • فریلنسر کیست؟
  • سختی‌های فریلنسری و تولید محتوای دورکاری
  • تجربیات من به عنوان یک فریلنسر

فریلنسر کیست؟

سئوال جالبی به نظر می‌رسد، نه؛ فریلنسر کیست؟ چه زمانی می‌توانیم خودمان را به عنوان یک فریلنسر حساب کنیم؟ اگر بخواهیم این موضوع را به زبان ساده توضیح دهیم فریلنسری کسی است که برای خودش کار می‌کند، یک رییس و یا سرپرست دائمی ندارد و براساس زمان حضور در یک دفتر حقوق نمی‌گیرد بلکه با توجه به کیفیت کار و استعدادش مبالغ مختلفی را دریافت می‌کند. یکی از بزرگترین تفاوت‌ها بین یک کارمند و یک فرد فریلنسر مشکلات تولید محتوای دورکاری و عدم دریافت دائمی پروژه از یک فرد مشخص است، کسی کاری را به او نمی‌دهد و یا از او درخواست به انجام کاری نمی‌کند بلکه باید خود فریلنسر به دنبال مشتری و پروژه‌های مختلف می‌گردد، بروی یک مبلغ مشخص با مشتری تفاوق ‌کند تا پس از انجام کار پرداخت ‌شود، این موضوع یکی از سختی‌های فریلنسری بدیهی است زیرا روند دریافت فقط به صورتی که گفتیم نیست بلکه بعضی از افراد درصدی از مبلغ را قبل از انجام پروژه و بقیه آن را پس از انجام کار می‌گیرند. فریلنسر بودن مزایای بسیار زیادی دارد مثل نداشتن ساعات اداری، کنترل بروی مبلغ دریافتی، آزادی مکانی، حریم خصوصی و… ولی این رشته کاری فقط گل رز و آسمان‌های آبی نیست بلکه مانند هرچیز دیگری سختی‌ها و چالش‌های خودش را دارد و این چالش‌ها موضسوع اصلی امروز ما هستند، می‌خواهیم باهم ببنیم که معایب فریلنسری یا به گونه هفت خان یک فریلنسر چیست؟

سختی‌های فریلنسری و تولید محتوای دورکاری

سختی بسیار است و راه طولانی، این ضرب‌المثل تقریبا درباره همه چیز صدق می‌کند از جمله درباره تولید  کننده محتوای دورکار، تا الان درباره بعضی از نقات مثبت فریلنسری صبحت کردیم ولی الان زمان این رسیده است که طرف دیگر سکه را با هم بررسی کنیم و به سختی‌های تولید محتوا محتوای دورکاری نیز پی ببریم و ببنیم که چگونه می‌شود آن‌ها را حل کرد.

دغدغه‌های تولید کننده محتوای دورکار:

  • قفل شدن ذهن: قفل شدن ذهن یا بلاک ذهنی یکی از رایج‌ترین سختی‌های فریلنسری و تولید محتوای دورکاری است و مربوط به زمانی است یک نویسنده بر خلاف تلاش و انگیزه بسیار نمی‎تواند بنوسید، مهم نیست چقدر طولانی و به چه شکلی دست به قلم می‌شود، کلمات بروی کاغذ نمی‌آیند یا امکان دارد که یک تولید کننده محتوای دورکار حوصله نوشتن را نداشته باشد و نداند که کی حوصلش بر خواهد گشت. این موضوع مشکل بسیار بزرگی است زیرا بلاک ذهنی امکان دارد روزها و یا ماه‌ها طول بکشد و شما به عنوان یک تولید کننده محتوا نمی‌توانید ماه‌ها کاری را انجام ندهید و هیچ مبلغی را دریافت نکنید. خوب، چگونه می‌شود از دست این اژدهای سفید خلاص شد؟ هیچ راه دقیق و مشخصی برای انجام این کار وجود ندارد زیرا دلیل بلاک ذهنی یک فرد با فرد دیگر فرق دارد ولی یک سری کارها وجود دارند که به شما برای برطرف کردن این مشکل کمک می‌کنند مانند:
  • استراحت: امکان دارد که شما بیش از حد از خودتان کار کشیده باشید وتوجه کمی به سلامت جسمانی و روانی خود کرده باشید و به عنوان یک تولید کننده محتوای فریلنسر این موضوع اصلا بعید نیست. پس اولین قدم در برطرف کردن قفل شدن ذهن بسیار ساده است، استراحت کنید . بگذارید خستگی و بیماری از جسم و ذهن شما خارج شود.
  • مطالئه زیاد و مناسب: آدم هیچوقت نمی‌تواند بدون مصرف کردن چیزی را تولید کند و یک نویسنده برای تولید محتوا نیاز به دیتا دارد و این دیتا، نیاز به مطالب و موضوعات دارد. دریافت اطلاعات علاوه بر ایجاد یک بانک دیتای عظیم در ذهن یک فریلنسر باعث باز شدن دروازه‌های ذهنی او و برطرف کردن بلاک ذهنی‌اش می‌شود.
  • ورزش و فعالیت فیزیکی: بعضی وقت‌ها یک پیاده‌روی یا ورزش ساده می‌تواند بلاک ذهنی شما را برطرف کند زیرا فعالیت‌های فیزیکی باعث رسیدن خون و اکسیژن به مغز می‌شود و ذهن را باز و آماده می‌کنند.
  • خوددرای از نوشتن: اگر شما دچار بلاک ذهنی شده‌اید و یا نمی‌تواند افکار خود را به صورت کلمات درآورید باید برای زمانی از نوشتن دور و به خودتان فشار بیهوده نیاورید زیرا این کار مانند تونل کندن با قاشق است، شاید شدنی باشد ولی شما، زمین و قاشق نابود می‌شود. خودتان را از فضای که باعث بلاکتان شده است خارج شوید و کارهای دیگر انجام دهید تا ذهنتان خودش را درمان کند.

  • کمبود ایده: امکان دارد شما مطمئن باشید که می‌توانید یک مقاله را بنویسید ولی ایده یا نقطه شروعی ندارید، در این زمان شما نباید نگران و مضطرب شوید زیرا این موضوع بسیار عادی است به خصوص برای یک تولید کننده محتوای دورکار زیرا خیلی وقت‌ها شما می‌دانید که چطور بنوسید و چرا باید بنوسید ولی نمی‌دانید چگونه یا از کجا شروع کنید، خوب راه‌حل این موضوع چیست؟ شما با استفاده از موارد زیر می‌توانید ایده‌های لازم را در ذهن خود ایجاد کنید:
  • بیرون رفتن و تماشای طبیعت: تماشای درختان، گل‌ها یا حیوان خانگیتان می‌تواند اولین پله شروع را به شما بدهد، تماشا و گوش دادن به طبیعت می‌تواند بهترین ایده‌ها در ذهن شما بسازد زیرا ذهن شما ناخودآگانه بین این مناظر و سختی‌های فریلنسری و تولید محتوای دورکاری شما ارتباط برقرار می‌کند و یک راه‌حلی را پیدا می‌کند.
  • مطالئه: خواندن و مطالئه مطالب افراد دیگر می‌تواند چراغ ذهن و موتور ایده‌ساز شما روشن و آماده نبرد کند و به عنوان تولید کنندگان محتوا ما به این کار پیدا کردن رفرنس می‌گوییم که این کار یکی از بهترین نقاط شروع است.
  • تحقیق: درباره موضوعی که می‌خواهید تحقیق کنید زیرا امروزه وب سایت‌ها، بلاگ‌ها و شبکه‌های می‌توانند موارد مورد نیاز شما را در اختیارتان بگذارند و دیتای خوبی را در اختیار شما می‌گذارد و یک تولید کننده محتوای دورکار همیشه نیاز به دیتای بیشتر دارد.
  • کاهش بازدهی: افت و کاهش بازدهی یک از موضوعاتی است که دیر یا زود با آن مواجهه خواهیم شد. این موضوع یکی از رایج‌ترین و اجتناب ناپذیرترین سختی‌های فریلنسری است زیرا همه چیز و هر چیز می‌تواند بروی بازدهی افراد تآثیر بگذارند مانند: فضای خانگی نامناسب، مشغله ذهنی، مشکلات مالی، موضوعات خانوادگی و بی‌نهایت چیز دیگر؛ راه مختلفی برای حل این مشکل وجود دارد مثل ترک مکان نامناسب، استفاده از وسایل و روش‌های گوناگون یا هرچیز دیگری ولی بهترین راه برای از بین بردن افت بازدهی این است که دلیل اصلی دغدغه خود را پیدا و به درستی آن را حل کنید یا حداقل آن را بپزیرید.
  • کمبود اعتماد به نفس: این موضوع یکی از خطرناک‌ترین مشکلاتی است که می‌تواند دامان‌گیر یک فریلنسر و تولید کننده محتوای دورکار شود زیرا این ویروس امکان دارد هر زمانی به سراغ شما بیاید و در ذهنتان شک و تردد ایجاد کند. کمبود اعتماد به نفس باعث می‌شود بهترین نویسنده سرخورده شود و درگیر (اگرچی)ها شود:
  • اگر این تنها مشتری‌ام باشد چی؟
  • اگر من ارزش مبلغ درخواستی‌ام را نداشته باشم چی؟
  • اگر کار من به اندازه کافی خوب نباشد چی؟
  • اگر به خرج مخارجم نرسم چی؟

این سئوالات کمکی نمی‌کنند که هیچ بلکه باعث ترس و تردید در شما می‌شوند. اعتماد به نفس یک موضوع درونی مشکلات تولید محتوا است و زمانی ایجاد می‌شود که شما به استعداد و توانایی‌هاتان ایمان داشته باشید و پبذیرید که مشکلات و موانع در راه شما وجود خواهند داشت، دریا همیشه آرام نخواهند ماند بلکه گاهی طوفان و گردآب هم هست.

  • پیدا کردن مشتریان واقعی و خوب: این موضوع شاید بزرگترین یا حداقل یکی از مشکلات تولید محتوا و سختی‌های فریلنسری باشد زیرا یک مشتری قابل اعتماد می‌تواند تکیه‌گاه بسیار خوبی برای افراد باشد، چون برای گرفتن پروژه و دریافت وجه همیشه می‌شود روی یک مشتری واقعی حساب کرد، به همین دلیل فریلنسرها همیشه به دنبال این مشتریان و مخاطبین هستند. حالا چگونه می‌شود مشتریان واقعی را پیدا و به خود جذب کرد؟ چند مورد می‌توانند به شما کمک کنند:
  • خدماتی را ارائه دهید که کمیاب و خاص است: زمانی که خدمات شما بسیار اشباع شده باشد احتمال استخدام شما توسط مشتری بسیار کم است زیرا به احتمال زیاد افراد دیگری همان سرویس شما به قیمت بسیار پایین‌تری انجام خواهد داد یا یک کار اضافه را به صورت رایگان به مشتری ارائه می‌دهند، ولی وقتی شما یک خدمت خاصی که جای دیگر پیدا نمی‌شود ارائه دهید خودتان را یه یک الماس درخشان تبدیل می‌کنید که افراد همیشه به دنبالش هستند، این اتفاق وقتی می‌افتد که یک مشتری برای انجام این کار خاص همیشه به شما رجوع می‌کند و به یک مشتری واقعی تبدیل می‌شود.
  • دنبال افرادی بگردید که به خدمات و قابلیت‌های شما نیاز دارند: دیده شدن و شناخته یکی از مشکلات تولید کننده محتوا و سختی‌های فریلنسری است که همیشه گریبان افراد بوده و است. فقط داشتن مهارت و قابلیت عالی برای دیده شدن و درخشیدن کافی نیست، شما باید خودتان را قابل دسترسی کنید و تحقیق کنید و ببینید که کدام صنایع، شرکت‌ها یا افراد به شخص یا خدماتی مثل شما نیاز دارند و خودتان در بردارهای جست‌وجو و دید آنها قرار دهید، مثل فرستادن نمونه از کارهایتان به پروفایل شبکه‌های اجتماعی آنها یا فرستادن رزومه به هرکسی که فکر می‌کنید مناسب است.
  • با مشتریان مورد نظر خود تماس بگیرید و به آنها توضیح دهید که چگونه می‌توانید کمکشان کنید: زمانی که شما سرویستان را خاص کردید و خود را در دید مشتریان هدفتان قرار دادید وقت این رسیده که مستقیما با این افراد ارتباط برقرار کنید، این کار امکان دارد برای بعضی از افراد بسیار سخت و هولناک باشد، این ترس بسیار قابل درک است ولی وقتی شما با یک تماس می‌توانید آینده شغلی خود را تضمین کنید و یک مشتری واقعی پیدا کنید چرا ترستان را برای لحظه کنار نگذارید و به آینده فکر نکنید.
  • مبلغ درخواستی خود را تقریبا دو برابر آن چیزی که در ذهنتان بود اعلام کنید: این کار شاید اشتباه یا متناقض به نظر برسد ولی تأثیر این کار غافلگیر کننده است. شما زمانی که این موضوع در زندگی خود بررسی کنید به سرعت به اهمیت آن پی می‌برید، مثلا وقتی شما دنبال یک هدفون هستید به جاهای مختلف سر می‌زنید و می‌بینید که هدفون مورد نظر شما در دو جای مختلف قیمت مختلفی هم دارد، یکی کمی قیمت بالاتری دارد درحالی هر دو محصول باهم یکی‌اند، در این زمان میل شما به سمت آن جنس کمی گرانتر می‌رود زیرا فکر می‌کنید حتما دلیلی برای این افزایش قیمت وجود دارد این موضوع در خدمات شما نیز صدق می‌کند زیرا این حس را به مشتری القاء می‌کند که این قیمت حتما ارزشش را دارد.

  • ترس از فروش: همه ما از فروش می‌ترسیم زیرا فکر می‌کنیم با این کار افراد از ما متنفر خواهند شد و یا محکوممان خواهند کرد، این موضوع بسیار طبیعی است ولی شما بسیار سریع متوجه می‌شوید که اگر می‌خواهید به هدفتان برسید و به شخصی مطرح در زمینه خود تبدیل شوید باید خدماتتان را بفروشید. فروش حتما نباید به خرید ختم شود مثلا وقتی شما افرادی را به خواندن یک بلاگ یا پست رجوع می‌دهید یک فروش به انجام داده‌اید و به فروختن نباید به عنوان یک چیز بدی نگاه کنید زیرا شما می‌تواند از تجربیات و علایق خود در فروش استفاده کنید، خوب این موضوع یعنی چه؟ مثلا وقتی شما می‌خواهید خدمات و یا برندتان را به افراد بفروشید خودتان را جای آنها بگذارید و ببنید اگر شما یک مشتری بودید، می‌خواستید یک فروشنده چگونه با شما برخورد کند، چه موضوعاتی را به شما توضیح دهد، چه چیزی شما را مجاب به خرید می‌کند و ….. شما می‌توانید از این موارد در مراحل فروش خود استفاده کنید به درصد موفقیت آن بیفزایید.
  • عدم توانایی در ایجاد جذابیت: این موضوع یکی از سختی‌های فریلنسری است که به نظر خیلی سخت و دشوار می‌آید تا وقتی که حل شود. افراد همیشه درباره این موضوع گلایه می‌کنند ولی وقتی از آنها می‌پرسی که برای رفع این مشکل چی کار کرده؟ معلوم می‌شود که هیچ کاری انجام نداده‌اند. ایجاد جذابیت آسان است و حفظ آن سخت ولی هردوی آنها شدنی هستند. کلید دستیابی به جذابیت فروختن برند و خدماتتان به افراد است، شما باید از نبوغ و خلاقیت خود در افزایش جذابیت استفاده کنید، مثلا نکته فکر می‌کنید که خاص و بی‌همتا درباره خودتان یا محصولتان است را پیدا کنید و در هنگام فروش بروی آنها تمرکز کنید زیرا با این کار یک جذابیت ابدی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنید.
  • حضور بیش از حد رقابت: به این موضوع نباید به عنوان یکی از سختی‌‎های فریلنسری یا مشکلات تولید کننده محتوا نگاه کرد یا اصلا نباید درگیر این موضوع شود که با وجود این همه رقیب نیازی به شما نیست یا خدماتتان به فروش نخواهد رفت، بلکه شما باید به این رقابت به عنوان یک فرصت نگاه زیرا این موضوع به شما این انگیزه می‌دهد که محصولتان را خاص و خواستنی کنید به علاوه رقابت می‌تواند سوخت بسیار خوبی برای خلاقیت باشد زیرا شما می‌توانید رقبای خود را بررسی کنید و دریابید که آنها دارند چه کارهایی را انجام نمی‌دهند یا نمی‌توانند انجام دهند؟ شما به اضافه کردن این کمبودها به کیش کمان خود در سطح بالاتری از رقبایتان قرار می‌گیرید و به تولید کننده محتوای دورکار عالی تبدیل می‌شوید.
  • درخواست مبلغ بسیار کم: شاید فکر کنید که با این کار مشتریان بیشتری پیدا می‌کنید یا راحت‌تر حقوق دریافت خواهید کرد ولی اصلا اینطور نیست زیرا اگر قیمت شما خیلی پایین باشد حجم کاریتان بسیار بالا خواهد رفت درحالی که درآمدتان بسیار پایین می‌ماند و این موضوع هم به اعتماد نفس و هم بازدهی شما آسیب شدیدی می‌زند، شما به عنوان یک تولید کننده محتوای دروکار نمی‌تواند اجازه این کار را بدهید، علاوه بر تمامی این موضوعات قیمت بسیار پایین تأثیر منفی بروی تصویر ذهنی که مشتری از شما دارد می‌گذارد چون این تصور در ذهن او ایجاد می‌شود که کار شما احتمالا کیفیت پایین یا مشکلی دارد که قیمتش بسیار پایین است و این موضوع اعتبارتان را بسیار پایین خواهد آورد.
  • مشتریان خودخواه و زورگو: خیلی از افراد برای اینکه از زیر پرداخت قسر در بروند درخواست انجام کارهای مسخره را می‌کنند یا بی دلیل تدوین می‌دهند و پرداخت را عقب می‌اندازند، اگر شما با این افراد روبرو شدید می‌توانید دو کار را انجام دهید:
  1. اگر از کیفیت کار خود مطمئن هستید وجه درخواستی خود را دو برابر کنید تا حداقل سودش به سردردش بیرزد.
  2. اگر می‌بینید که زحمتی دارید می‌کشید به سود یا رفتاری که دارد با شما می‌شود نمی‌ارزد، آنها را به راحتی اخراج کنید.
  • نحوه و شرایط زندگی: این موضوع برای بازدهی و سلامت روحی بسیار مهم است، مثلا اگر شرایط زندگی شما متلاتم و پر از حواس پرتی است قطعا بازدهی خوب یا حداقل تمرکز کافی را نخواهید داشت و اگر نحوه زندگی شما پر زوق و شوق و تحرک باشد، قطعا موقع کار کردن مشکل خواهید داشت، زیر در این زمان باید در یکجا بنشینید و کارتان را تمام که این موضوع شاید برای افراد باتحرک خیلی سخت باشد. خوب برای حل این موضوع چه کارهایی می‌شود کرد؟ حقیقتش این است که راه‌های زیادی وجود دارد مثل: خارج شدن از مکان نامناسب، ایجاد محیط مخصوص کار، تعریف یک ساعت کاری مشخص، مدیتیت کردن، خوردن نوشیدنی‌های خونک، استفاده از میز‌های سرپایی، هرکسی برای حل این مشکل راه حلی دارد و این کاری است که شما باید انجام دهید، باید دقیقا ببینید مشکلتان چیست و چه چیزی به شما کمک می‌کند. تنها کسی که می‌تواند به شما کمک کند خود شماست.
  • مشکلات روانی: این موضوع امکان برای هرکسی و در هر زمانی اتفاق بیفتد و زمانی که این اتفاق رخ می‌دهد شما به خودتان شک می‌کنید و نمی‌توانید کارتتان را انجام دهید. دلیل این موضوع امکان دارد مشکلات شخصی، کاری، اقتصادی، اجتماعی یا هرچیزی باشد و فرار از این موضوع تقریبا غیرممکن است. بهترین راه برای درمان این موضوع مراجع به روانشناش یا روانپزشک است ولی شاید بپرسید که خودتان برای حل این مشکل می‌توانید چی کار کنید؟ خوب چند کار می‌شود انجام داد مثل:
  • ورزش روزانه
  • خوردن غذاهای خوب و سالم
  • خواندن مطالب و کتاب‌های امیدبخش
  • تلاش برای افزایش اعتماد به نفس
  • انتقادها را بررسی کنید ولی بروی آنها وسواس نشان ندهید
  • خودتان با افراد و دوستان خوب محاصره کنید
  • انزوا: خیلی از افراد فکر می‌کنند باید خودشان در یک دخمه تنگ و تاریک حبس کنند تا کارشان را انجام دهند ولی این یکی از بدترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید زیرا انزوا و تنهایی چشمه خلاقیت افراد می‌خشکاند. پس بدون توجه به اهمیت کارتان همیشه مطمئن شوید که تنها نیستید و اگر لازم است بیرون بروید و دوستانتان را ببینید یا تلویزیون تماشا کنید، این موضوعات نه تنها به شما لطمه نمی‌زند بلکه به شما کمک هم می‌کند، پس این موضوع یکی از سختی‌های فریلنسری است که امکان دارد خیلی ناگهانی اتفاق بیفتد یا از قصد انجام گیرد ولی همانطور که به راحتی می‌آید به همان راحتی هم می‌رود.
  • دشواری در استفاده از کلمات و ضرب‌المثل‌ها: این موضوع بیشتر مربوط به زمانی تولید کننده محتوای دورکاری است که درحال تولید محتوا در زبانی به غیر از زبان مادری خود است، در این مواقع شاید شما ندانید که معنی درست یک ضرب‌المثل چیست یا معنی یکه کلمه چه زمانی تغییر می‌کند. در این مواقع شما می‌توانید از افرادی که در آن زبان خبره هستند استفاده کنید یا از گوگل ترنزلیت و وب سایت‌های مختلف کمک بگیرید تا به آن نتیجه مطلوب برسید.
  • عدم استراحت: خیلی از فریلنسرها بیش ار حد به خودشان فشار می‌آورند و تا دیروقت کار می‌کنند و به اندازه کافی نمی‌خوابند و استراحت نمی‌کنند، این کمبود خواب و استراحت می‌تواند بسیار برای یک فرد مخرب باشد زیرا با استراحت ندادن به جسم، میزان تمرکز و بازدهی به شدت پایین می‌آید که این مشکلات بروی کیفیت کارها و اعتبارتان تأثیر منفی خواهد گذاشت. همانطور از قدیم گفتند سحرخیز باش تا کامروا باشی.
  • کامل گرایی: کامل گرایی چیز بدی نیست، این موضوع یکی از دلایلی است ما نویسنده و تولید کننده محتوا هستیم ولی امکان دارد این نقطه قوت به یک چیز مخرب تبدیل شود زیرا امکان دارد زمان بسیار زیادی را روی یک مقاله بگذارید و آن را منتشر نکنید، برای جلوگیری از این موضوع دو چیز همیشه در ذهنتان نگه دارد:
  1. مقاله که از نظر شما ناقص است امکان دارد از نظر مشتری یا مخاطب بسیار عالی باشد.
  2. هدف این نیست قبل از انتشار یک مقاله را بی‌نقص کنید بلکه باید آن را منتشر کنید، از نظرات افراد استفاده کنید و سپس آن را کامل و بی‌نقص کنید.

تجربیات من به عنوان یک فریلنسر

در اینجا من می‌خواهم قسمتی از داستانم را برایتان تعریف کنم و به شما نشان دهم که من و یا هر تولید کننده محتوای دیگری آنقدر هم که فکر می‌کنید با شما فرق ندارد و تمامی ما با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنیم و به نحوه خودمان از آن عبور می‌کنیم. این داستان من است:

« الان من می‌تونم یکم روراست‌تر باشم و اونجوری که می‌خوام باهاتون صحبت کنم، چون می‌خوام به من به عنوان یک انسان نگاه کنی نه یه جسم بی‌جون پلاستیکی؛ خوب بیاید از همون اول شروع کنیم. من وقتی ۱۸ سالم شد با خودم فکر کردم که من می‌خوام مستقل بشم، می‌خوام که شروع به کار کنم ولی نه هر کاری، چون من آدمی نیستم که هرکاری رو انجام بدمو خوش حال باشم، نه. من فقط کارهایی که دوست دارمو با تمام وجود انجام می‎دم و توشون پیشرفت می‌کنم، پس شروع کردم به تحقیق کردم  و خیلی زود فهمیدم که کار مورد علاقم نویسندگیه چون سالها بود که کتاب می‌نوشتم، مقاله ترجمه می‌کردم و فیلمنامه می‌ساختم و نویسندگی در دنیای مدرن تولید محتواست. من چند دوره آنلاین درباره بازاریابی محتوا و اصول سئو گذروندم چیزایی که می‌خواستمو یاد گرفتم و بعد از خیلی سریع و اتفاقی تو یه آژانس تبلیغاتی مشغول به کار شدم ولی این آژانس برای من تجربه خوبی نبود چون رییس شرکت نمی‌دونست چی‌ می‌خواد و هیچکدوم ار بچه‌های تیم باهاش روراست نبودن ولی من اینجوری نبود، اشتباهات و عیباشو خیلی رک و صادقانه بش می‌گفتم و همین کار باعث شد تا من مورد هدف قرار بگیرم ولی ترجیح دادم به جای اینکه زیر حرف زور برم از اونجا خارج شم و فریلنسر بشم. فریلنسری برام خیلی جذاب بود چون رییس خودم بودم و نباید به یک سری افراد نابالد و ناشی جواب پس می‌دادم. اما هر چقدر این خود مختاری خوب و آرامبخش بود ولی بدون مشکلات نبود چون من یکی از بزرگترین مشکلاتم مدیریت زمان بود، بعضی وقت‌ها مجبور می‌شدم تا دیروقت کار کنم و به اندازه کافی استراحت نکنم که خود این قضیه کلی مشکل برام ایجاد کرد پس برای خودم یه جدول زمانبندی درست کردم که خیلی بهم کمک کرد ولی حلال همه چی نبود چون هزار و یک چیز توی این جدول اختلال درست می‌کرد و خیلی وقت‌ها اونقدری که می‌خواستم پول در نمی‌آوردم، ولی فریلنسری همیشه بد نبود چون بهم کلی تکنیک‌های نوشتن مختلف یاد داد، باعث شد بیشتر مسئولیت‌پذیر شم و مهمتر از همه چی به خودم اعتماد کنم به مهارتام الکی ننگ نزنم. من از این تجربه و سختی‌ها استفاده کردم و خودمو به عنوان یه نویسنده بهتر و قویتر کردم.»

این قسمتی از داستان من امیدوارم که این بخش کوچیک از سفر زندگی من به شما نشان داده باشد که باید تجربه کرد، زمین خورد و گاهی شکست تا موفق شوی.

سختی‌های فریلنسری و مشکلات تولید کننده محتوا خیلی زیاداند و شاید اصلا به بسیاریشون در این مقاله اشاره نشده باشد ولی این سختی‌ها و مشکلات بی‌دلیل و بی‌هدف نسیتند، همه آنها یک چیز جدیدی را به ما یاد می‌دهند، بعضیشون باعث پیشرفت ما و بعضی دیگر باعث تغییر ما می‌شوند، بلاخره هرکدام تأثیرشان را می‌گذارند و ذغال درون ما را به یک الماس شکست ناپذیر تبدیل می‌کنند. مشکلات را پیدا کنید، با آنها برخورد کنید و مانند یک قطار سرکش از آنها عبور کنید.

 

دیدگاه ها
Comments